بررسي آثار بلند مرتبه سازي در شهر
كد خبر : ۳۴۶۶ /  تاریخ :۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ /  مقالات  /  مقالات ايميل چاپ
پایگاه خبری شمال پرس:یکی از ‍پدیده هایی که شهرهای امروز جهان و بویژه شهرهای بزرگ با ان رودررویند بلند مرتبه سازی است.ایده ی بلند مرتبه سازی نخست به منظور بهره داری از زمین های مرکز شهر و در پی توجه به اقتصاد شهر مطرح گردید. زیرا از سویی گرایش به تراکم و تمرکز واحدهای اقتصادی تقاضا برای زمین در مرکز…
بررسي آثار بلند مرتبه سازي در شهر

پایگاه خبری شمال پرس:یکی از ‍پدیده هایی که شهرهای امروز جهان و بویژه شهرهای بزرگ  با ان رودررویند بلند مرتبه سازی است.ایده ی بلند مرتبه سازی نخست به منظور بهره داری از زمین های مرکز شهر و در پی توجه به اقتصاد شهر مطرح گردید. زیرا از سویی گرایش به تراکم و تمرکز واحدهای اقتصادی تقاضا برای زمین در مرکز شهر را بشدت افزایش داده بودو از سویی دیگر عرضه زمین در این منطقه شهر محدود بود.در نتیجه افزایش تراکم ساختمانی به عنوان راه حلی برای افزایش سطح زیر بنای مورد بهره برداری ارائه شد.  

استفاده فراگیر ازاین روش،بتدریج افزون بر کاربری های اقتصادی مانند کاربری های صنعتی ، اداری و تجاری دامنگیر کاربری های مسکونی نیز گشت و به مناطق پیرامونی شهر نیز گسترش یافت، لیکن به متنند هر راه حل دیگری ، این راه حل دارای تبعات و آثار منفی نیز بوده و مشکلات نوینی را برای شهروندان پدید آوردکه از آن جمله می توان به افزایش ازدحام و تراکم ، افزایش آلودگی های زیست محیطی ، کاهش دسترسی شهروندان به هوای آزاد و نور خورشید و افزایش مزاحمتهای شهری اشاره کرد.در این مقاله سعی بر ان است تا با معرفی سابقه بلند مرتبه سازی   در جهان اشاره شده و روند بلند مرتبه سازی در ایران بررسی گردد.

 مقدمه:

بلند مرتبه سازی در جهان پدیده ای است که از اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 چهره خود را به ثبت رسانده است . بلند مرتبه سازی در ابتدا برای جوابگویی بشر به کمبود فضا و اقتدار قدرتها برای به رخ کشیدن قدرت های اقتصادی خودشان بود.

اما کم کم برج ها علاوه بر نقش تجاری ،نقش مسکونی به خود گرفتن به صورتی که در ده های بعد برج های مسکونی درصدی بیشتر از برج های تجاری – اداری را به خود اختصاص دادند.

مرور تعاریف ساختمان بلند مرتبه:

برای ساختمانهای بلند ؛از دیدگاههای مختلف تعاریف متفاوتی ارائه شده است که هریک از منظر خود به تعریف بلند مرتبه سازی پرداخته اند.در طول زمان و در مکانهای مختلف نیز تعاریف ساختمانهای بلند متفاوت بوده است.

فرهنگ جدید انگلیسی آکسفورد میگوید:ساختمانی که طبقات بلند داشته باشد.

از دیدگاه مهندسان ساختمان ، هنگامی می توان بنایی را بلند مرتبه نامید ،که ارتفاع ان باعث شود نیرو های جانبی ناشی از زلزله و باد بر طراحی آن تاثیر قابل  توجهی بگذارد و بر این مبنا از لحاظ ارتفاع ، ساختمانهای بیشتر از 10 طبقه را بلند مرتبه به شمار می آورند.

از نظر حریق ، هر بنایی که ارتفاع آن ، فاصله بین تراز کف بالاترین طبقه قابل تعریف تا تراز پایین ترین سطح قابل دسترسی برای ماشین های آتش نشانی از 23 متر بیشتر باشد ، ساختمان بلند محسوب می شود.

کنفرانس بین المللی ایمنی درآتش در ساختمانهای بلند مرتبه چنین گفته است : هر سازه ایی که ارتفاعش بر کار تخلیه مردم از آن بطور جدی اثر داشته باشد.

از نظر هندسی ،ساختمانی بلند محسوب می شود که نسبت ارتفاع به قطر آن حداقل برابر با 14/3 باشد.

هرچند چنین تعریفی برای ساختمانهای بلند مطرح شده است ، اما معیار خاصی برای تعریف بنای بلند ارائه نشده است . بلندی ساختمان نسبی است و بستگی به شرایطی از جمله : شرایط اجتماعی و تصورات فرد از محیط دارد و تا حد زیادی با توجه به عرف محل تعریف می شود.(ماهنامه بين المللي راه وساختمان،شماره62،40)

 

    

بلند مرتبه سازی در جهان:

بلند مرتبه سازی در جهان پدیده ای است که از اواخر قرن 19 و در اوایل قرن 20 چهره خود را به ثبت رسانده و نخستین گامها در تولیدآسمان خراشها از حدود سال 1880 تا 1900 در شیکاگو برداشته شد.

آخرین دهه های قرن نوزدهم با آغاز رشد عمومی ساختمانها (بلند مرتبه سازی) در غرب همراه بوده است.پدیده ی بلند مرتبه سازی در طی حیات خود اگرچه همواره از سوی اندیشمندان گوناگون مسائل اجتماعی ، اقتصادی و شهر سازی مورد انتقاد واقع شده و به کاربرد ان با شک و تردید نگریسته اند اما همواره بنا به ضرورت ها ، نتوانسته است حضور دائمی خویش را به اثبات رساند و بر میدان فعالیت خود بیافزاید.

این پدیده از سویی می تواند به بسیاری از مسایل شهری مانند کمبود زمین ،کمبود مسکن و...... پاسخ دهد ، اما از سویی دیگر خود پدید اورنده ی مشکلات و نارسایی های دیگری میباشد.در کشور های غربی سعی شده برای بهره مندی از مزایای بلند مرتبه سازی و برای کنترل مسائل و مشکلات ناشی از آن بر اساس قوانین و مقررات کاربردی عمل کنند و پدیده را تحت کنترل بیاورند.در این تلاش شهر های ما در حال حاضر شاهد رشد و گسترش ساختمان های بلند بر چهره ی خود میباشند و این در شرایطی صورت می پذیرد که شناخت صحیحی از اهمیت موضوع وجود ندارد و قانون و مقررات کنترل کننده نیز در دسترس نیست.

مکتب شیکاگو اصطلاحی است که در قالب ایجاد تحولات شهر شیکاگو بعد از آتش سوزی بزرگ این شهر در سال 1871 اطلاق میشود.این مکتب در راستای جنبش نوگرایی قرن 19 و 20 حرکت می کرد و از خصایص مهم این جنبش رد سنت دیرین در تزیین و آراستن بنا و رو کردن به اشکال ساده و خالص و نمایان ساختن اسکلت ساختمان است.بلند مرتبه سازی مکتب شیکاگو را باید نتیجه دو عامل مهم ؛ پیشرفت های تکنیکی ساختمان ساختمان و افزایش تقاضای زمین در بافت های مرکزی شهر های امریکا دانست.ساختمانهای بلند ابتدا برای امور تجاری، ادارای ،هتل ها و در نهایت برای نخستین بار برای مسکن بکار گرفته شد.حاصل این نگرش رشد روز افزون و متراکم ساختمانهای بلند در جوار یکدیگر در شهر های امریکا ،به ویژه در بافت های مرکزی بسیاری از شهر های دنیا شده است.(صدوقيان؛1371)

پس از مکتب شیکاگو ، به مکتب نوگرایی می توان اشاره کرد که در قرن بیستم به اوج رشد خود رسیده و بیشترین تاثیر را بر شکل دهی آسمان خراش ها در این قرن داشته است.اندیشه های بزرگان این مکتب بیش از هر چیز برخاسته ازشرایط بد طبقات پایین جامعه شهری صنعتی بوده است.از بزرگان این مکتب می توان از ((والتر گروپیوس ))،((لوکوربوزیه))و ((میس وندروهه))را نام برد.اصول کلی عقاید ایشان از راه بیانیه منشور آتن که در سال 1931 در کنگره جهانی معماران مدرن در آتن ارائه شد.این اصول بعد ها توسط لوکوربوزیه به تالیف در آمد که قابل دستیابی است.منشور آتن بعد از ذکر نابسامانی های زندگی شهری ، راه حل مساله را قوانین شهری محکم می داندکه تامین کننده رفاه و عدالت شهری باشد و از طرف حکومت مقتدر پشتیبانی گردد.(اوستروفسكي؛1378)

تاریخچه بلند مرتبه سازی در ایران

آغاز حرکت بلند مرتبه سازی در ایران را می توان سال 1328 هجری شمسی دانست.تا پیش از سال 1328 ، بلند ترین ساختمانهای ایران  و تهران را می توان ساختمان باشگاه افسران دانست که مشتمل بر 4 طبقه بود. اولین ساختمان بلند ایران در شهر تهران و در 10 طبقه در خیابان جمهوری ، در سالهای 30-1328 احداث گردید.سپس در سالهای 41-1329 ساختمانهای پلاسکو و دو سال بعد در سال 1343 ساختمان تجاری 13 طبقه آلومینیوم احداث شد.با وقوع انقلاب اسلامی بلند مرتبه سازی تقریباً به مدت بیش از 10 سال متوقف شد.در این سالها ساخت و ساز این نوع ساختمانها به تکمیل مجموعه های مسکونی نیمه تمام محدود ماند. در سالهای اخیر روند بلند مرتبه سازی در ایران رشد چشمگیری داشته است.(نشريه مسكن،1387،22) 

 نظرات مکتب نوگرایی:

- آزاد شدن سطح زمین از قید ساخت و ساز و استفاده ازآن برای فضای باز و سبز

- قرار دادن خدمات عمومی در ساختمانهای بلند با مزیت دسترسی راحت

- صرفه جویی اقتصادی در تولید ساختمان ؛تولید انبوه و مصرف کم زمین

- بهره گیری از فواید عملی ناشی از بالا رفتن قیمت  زمین

- استفاده از ساختمان های بلند برای کاربری های متفاوت تجاری ،اداری ، مسکونی و غیره.

کنترکتیویسم از شاخه های مکتب نوگرایی (عملکرد گرایی)در روسیه شوروی بعد از انقلاب اکتبر و همزمان با پایان جنگ جهانی اول و مشخصه بارز سالهای پس از جنگ جهانی اول است.مشخصه بارز سالهای پس از جنگ جهانی اول در شوروی ، فعالیت های پر شوری بود که در زمینه شهر سازی و معماری ، در ابعاد نظری و عملی صورت گرفت. از سویی به علت متوقف شدن عملیات ساختمانی در طول جنگ نوعی کمبود مسکن در شهر ها احساس میشد و از سویی دیگر به علت صدماتی که در طی جنگ ب بسیاری از شهر ها وارد آمده بود ، این کمبود شدت گرفت ؛ بنابراین لازم بود تا به عملیات ساختمانی در مقیاس وسیع اقدام گردد.(صدوقيان،1371،8)

نظرات مکتب کنتر کتیویسم:

- بلند مرتبه سازی بنا بر اصل حداکثر بازدهی که هزینه هر واحد را پایین آورده و در مصرف زمین و تاسیسات و .... صرفه جویی میگردد.

- بلند مرتبه سازی مسکونی با ارائه حداقل فضای خصوصی و شخصی و حداکثر فضای مشترک وعمومی

- ساختمانهای بلند مسکونی در جوار و نزدیکی محل کار

- سادگی افراطی در داخل و خارج بناهای بلند مسکونی و غیر مسکونی

از نظرات دیگر می توان مگا استراکچرایسم را نام برد که در اواسط دهه 1950 و برای تقریباً 20 سال حاکم گردید. براساس این مکتب ، ایده منطقه شهری (شهر به شکل یک ساختمان بزرگ بهم پیوسته )مطرح شد.ایده شهر به مثابه ساختمان در طول نیمه آخر قرن 19 با استفاده از تکنولوژی جدید و ایده های نوینی در این رابطه طرح گردید.(صدوقيان؛1371؛21)

صاحبان این مکتب اصولا برای تبیین و توجیه عقاید و طرح های خود بر اصول و عقاید زیر تاکید می ورزیدند:

1- شرایط نگران کننده محیط زیست

2- تاکید بر استفاده وسیع از آخرین توانایی های تکنولوژی

نظرات مکتب استراکچرایسم:

- طرح نظریه بطور کلی و طرح بلند مرتبه های غول آسا به طور خاص برای آینده نامشخص   

- استفاده از بلند مرتبه سازی در اشکال تخیلی و ابعاد غول آسا

- استفاده از بلند مرتبه سازی در مکان هایی مانند فضا ، اعماق دریا و اعماق زمین

- استفاده از تکنولوژی فوق العاده پیچیده و پر هزینه در طراحی بلند مرتبه های غول  آسا(صدوقيان؛1371؛28)

 

نظریه موافقان ساختمان های بلند

موافقان با ساخت بناهای بلند ضمن ارائه دیدگاهها و نظریات گوناگون دلایل بسیاری را در خصوص ضرورت استفاده از اینگونه بناها جهت حل مشکل کنونی جوامع مطرح می نماید.بعضی از این نظریات احداث بناهای بلند را با توجه به شرایطی که در قرن حاضر ایجاد گردیده است ،نوعی واقع گرایی دانسته و بر فواید استفاده از ساختمان های بلند تاکید مینماید. مزایای ساختمانهای بلند از دیدگاه موافقان این نظریه عبارتند از :

1- امکان استفاده بیشتر از زمین خصوصاً در مراکز شهر ها و مناطق پر تراکم

2- راه حلی به منظور کاهش تراکم در شهرها

3- متمرکز نمودن مراکز اداری و تجاری و فضا های مسکونی در نقاط مناسب

4- کسب نور بهتر و بیشتر

5- راه حل مناسب جهت اسکان مردم در شهرهای بزرگ

6- ایجاد نقاط تاکید در شهرها

اکثر مطرح کنندگان این دیدگاه ضمن موافقت با احداث بناهای بلند بر این باورند که مواردی مانند کمبود اراضی شهری ، کنترل توسعه شهر، نیاز به مسکن و وجود تقاضا سبب گردیده است طراحی و اجرای ساختمان های بلند مرتبه به عنوان یک ضرورت در جوامع کنونی مطرح گردد.(نشريه هنرهاي زيبا،شماره9،55)

نظریه  مخالفان ساخت بناهای بلند

صاحبان این نظریه بر این عقیده می باشند که بناهای بلند سبب تنزل کیفیت زندگی شهری به طرق مختلف گردیده است و با زیر پا گذاشتن ارزشها و سنتها ، شرایط نامطلوبی از نظر زندگی در شهر فراهم آورده و صرفاً اجبار باعث گردیده است که نسبت به ساخت اینگونه بناها در شهر های بزرگ اقدام شود. اشکالات ساختمانهای از دیدگاه مخالفان ساخت اینگونه بناها عبارتند از :

1- رهم خوردن مقیاس های انسانی در محیط شهری

2- از بین رفتن مناظر طبیعی در دیدگاه ها و مناظر شهری

3- جدا سازی انسانها از یکدیگر و ایجاد زمینه برای وقوع جنایات

4- زیر پا گذاشتن ارزشها و سنت های قدیمی در کالبد و سیمای شهرها

5- ایجاد تراکم بیش از حد و ازدحام جمعیت در مناطق شهری خاص(نشريه هنرهاي زيبا،شماره9،56)

نظریه های میانه در رابطه با احداث بناهای بلند

صاحبان این نظریه استفاده از بناهای بلند را تحت شرایطی می پذیرند. این گروه ضمن مخالفتی که با دو دیدگاه قبلی دارند ،ساخت بنا در ارتفاع زیاد را به شرایط خاصی معطوف می دارند.طرفداران و معتقدان به این نظریه ، شرایطی را برای احداث ساختمانهای بلند مدنظر دارند که عبارتند از :

1-         احداث ساختمانهای بلند در شرایط زمانی و مکانی مناسب

2-         احداث بناهای بلند برای بعضی کابری های خاص

3-         تعیین حد ارتفاع برای ساخت ساختمان های بلند(نشريه هنرهاي زيبا،شماره9،56)

 

مقولات اساسی مربوط به بلند مرتبه سازی ها:

1- آثار اقتصادی

الف)تاثیر ساختمانهای بلند بر تراکم ساختمانی و مصرف زمین

ب)هزینه احداث ساختمانهای بلند

ج)تاثیر ساختمانهای بلند بر کابری زمین

2- آثار اجتماعی

الف)عدم هم خوانی ،هم جواری فرهنگ ها با هم در بلند مرتبه ها

ب)عدم همجواری و زندگی گروه های اجتماعی ، قومی ،ملی و نژادی در بلند مرتبه ها

ج)عدم هم خوانی بلند مرتبه ها با تراکم جمعیت و خانوارها

و)عدم همسانی اقتصادی و اجتماعی خانوار

ه)امنیت ساختمان ها

ر)مسئله حوادث غیر مترقبه مانند زلزله ، باد ، آتش سوزی

ز)مسئله هویت

3- آثار اقلیمی و زیست محیطی

الف)آلودگی هوا و محیط زیست

ب)وضعیت نور و آفتاب(نشريه مسكن،شماره23،1387)

 

عوارض منفی بصری بلندمرتبه سازی

ساختمانهای مرتفع ؛موثر ترین ،متمایز ترین و در عین حال متنوع ترین نقش ها را در قیاس با سایر عناصر و اجزاء تشکیل دهنده ساختار ساختار فضایی کالبدی شهر ها دارند و در شکل دهی به ماهیت ،کیفیت و موجودیت بصری فضاها ،مناظر و نشانه های شهری و با توجه به وجوه گوناگون ادراکی ،احساسی ،روان شناختی ،زیبا شناختی،هویتی ، و عملکردی مرتبط با برداشت های زهنی افراد از محیط شهری ،نقش مهمی ایفاء می نمایند.

این تمایز و تنوع در قدرت تاثیر بصری بناهای مرتفع ناشی از دارا بودن مشخصات و قابلیت های متفاوت و متناقض مثبت ومنفی است،که هرکدام از این ویژگی ها روشهای نظارت متناسب با ماهیت و تاثیرات مخصوص خود را می طلبد.

از تاثیرات منفی بصری حاصل از عدم نظارت بر ساخت و ساز ساختمانهای بلند می توان موارد زیر را ذکر کرد:

- ساختمانهای مرتفع در محل استقرار خود ،امکان دید افق و طبیعت را محدود می سازد و حجم متراکمی از آجر و آهن و سیمان به جای چشم اندازهای طبیعی در معرض دید قرار می گیرد.

- عمده ساختمانهای مرتفع بنابر مسایل فنی از وجوه مشترک برخوردارند ، این ساختمانها نمی توانند مظهر معماری و بافت بومی و سنتی منطقه باشند.

- شکل و نمای ساختمان ها در عین تداوم و پیوستگی ،حالتی تکراری داشته و ساکنان را ه مرور زمان خسته میکند.نمای غالب ساختمانها به جای یک مسکن انسانی ،بیشتر به لانه های زنبور عسل شبیه است.

- ساخت و ساز بناهای مرتفع و برج های مسکونی در غیاب هرگونه نظارت لازم باعث انهدام و حذف فیزیکی نشانه های شهری ،مناظر و ویژگی های محیطی و اجتماعی و فرهنگی گوناگون مانند بناها و فضاهای با ارزش تاریخی و فرهنگی ،باغ ها ،منازل حیاط دار قدیمی و جدید می شود.

- ساختمان های مرتفع می توانند از طریق انسداد زوایا و گستره های دید ،قابلیت دسترسی بصری به مناظر و نشانه های طبیعی یا مصنوع را در سطح شهر به طرز قابل ملاحظه ایی کاهش داده و یا به کلی مانع گردند.

- ساختمانهای بلند و مرتفع به واسطه حجم و ارتفاع خاص خود،در صورت عدم نظارت مکان احداث و نحوه طراحی ،می توانند تضاد زیادی از نظر مقیاس فضایی و کالبدی ورابطه بصری با بنا ها،مکانها،فضاها و سایر نشانه های طبیعی و مصنوع شهری به وجود آورد و به لحاظ بصری خود رابر نشانه های مجاور تحمیل نمایند.  (ماهنامه بين المللي راه و ساختمان،شماره 62،41)

ایران

در این میان ، ایران هم از این قاعده مستثنا نبود و از چند دهه پیش ،آرام آرام ، پای بدین وادی گذاشت . این رویکرد ، اگر چه در سالهای پیش از انقلاب ، عمدتاً با هدف حرکت به سمت مدرنیزاسیون شروع شد، اما رفته رفته و خصوصاً در سال های اخیر ، به راهکاری جهت پاسخگویی به نیاز روز افزون جمعیت جوان کشور به مسکن تبدیل شد.کمبود زمین و بخصوص رشد غیر منطقی قیمت آن در سراسر کشور از یک سو، و افزایش تقاضا برای اسکان در برخی مناطق خاص کشور (خصوصاً تهران و سایر کلان شهرها)، حرکت شتابان به سمت بلند مرتبه سازی و ایجاد مجتمع های بزرگ آپارتمانی با طبقات و واحدهای بزرگ را توجیه پذیر کرد.ارائه برخی امتیازات از سوی ارگانهای دولتی و بانک ها نیز،سیل سرمایه ها را به سمت سرمایه گذاری در زمینه انبوه سازی هدایت کرد.

اما سوالی که هرگز به درستی پاسخ داده نشد،میزان تطابق و بومی سازی بلند مرتبه سازی با شرایط داخلی ایران – چه از نظر اقلیمی و جغرافیایی ،و چه از نظر فرهنگی و اجتماعی است.

متاسفانه به نظر میرسد در تمامی این سالها ، اکثر معماران و انبوه سازان ایرانی، بجای بررسی این شرایط و رسیدن به راهکارهای مناسب ، منطقی و عملی در جهت حرکت به سمت بومی سازی این قبیل سازه ها ، تنها به کپی برداری ظاهری و ناقص از طرح ها و نقشه های غربی پرداخته اند.نمونه های فراوانی از این قبیل سازه های کپی برداری شده را می توان در جای جای کشور و خصوصاً در تهران مشاهده کرد.شاید یکی از معروف ترین این سازه ها ،کپی ناقصی از ساختمان کرایسلرباشد که در گوشه ای از میدان آرژانتین تهران ،خودنمایی می کند.

آسیب شناسی

بررسی ریشه ایی و کامل این موضوع و مشکلات ناشی از تظابق نداشتن این فناوری با شرایط جامعه ایرانی ،کاری نیست که از عهده یاک یا چند متخصص و در مدت زمانی کوتاه برآید.خصوصاً آنکه بدلیل تنوع مسائل مرتبط با این موضوع ،ضروریست کارشناسان خبره ، با تخصص های مختلف فنی و اجتماعی ،ضمن تعامل مثبت و سازنده با یکدیگر و براساس برنامه ایی منظم و مدون ،به آسیب شناسی زیر بنایی این موضوع بپردازند.نکته مهم آنست که هر چند زمان زیادی ازدست رفته ، اما شتاب زدگی و اصرار در دستیابی سریع به نتایج  نهایی هم شیوه مناسبی برای برخورد با چنین موضوع گسترده و مهمی نخواهد بود.

 

نمونه ها

شاید ذکر نمونه هایی از مسائل و مشکلات مرتبط با ساخت بلند مرتبه ها در ایران خالی از لطف نباشد.بدیهی است که برشمردن این موارد، هرگز به معنی پوشش کامل همه مشکلات مبتلا به این بخش از صنعت ساختمان نیست.بلکه این نمونه های مختصر ، تنها جهت یادآوری برخی از جنبه های مختلف موضوع ، ارائه میشوند.

 

- نماسازی

بخشهای زیادی از ایران از جمله کلان شهرتهران بروی کمربند زلزله واقع شده است. ازاینرو هرگونه ساخت و ساز ،خصوصاً در مورد ساختمان بلند مرتبه و آسمان خراش ها ، نیازمند دقت و محاسبات بسیار دقیق و حتی وسواس گونه است.با این فرض که در محاسبات سازه ای این گونه بناها ، حساسیت های اینچنینی در نظر گرفته شده باشند ،اما بنظر میرسد نکته ایی مهم کاملا مغفول مانده است .نمای خارجی تمام شیشه ای ،که بدون هیچ توجیح فنی و منطقی و صرفاً بدلیل نسخه برداری از نمونه های خارجی در این بنا ها مورد استفاده قرار گرفته است میتواند به سادگی عامل ایجاد مشکلات فراوان شود.

تصور کنید زلزله ایی نه چندان قوی و یا حتی انفجاری خفیف در یکی از طبقات اینگونه ساختمانها رخ دهد.هر چند ممکن است سازه در این حادثه آسیبی نبیند ،اما اولین و محتمل ترین اتفاق ،خرد شدن و ریزش شیشه ها به پایین ساختمان است.اهمیت این موضوع زمانی آشکار می شود که بیاد آوریم در شهری همچون تهران ،میتوان به سادگی چندین ساختمان با این مشخصات را در خیابانها و حتی کوچه هایی نه چندان عریض و پهن مشاهده کرد.در چنین شرایطی قطعات ریز شیشه از ارتفاع و با سرعت زیاد همچون شمشیرهایی برنده بر سر و روی عابرین پیاده سرازیر شده و چه بسا تلفاتی به مراتب بیش از تلفات احتمالی حادثه اصلی به بار آورد.

اما اصولاً هدف از بکار گیری شیشه در نمای بیرونی این سازه ها چیست؟

واقعیت آنست که گذشته از سبکی ،ارزانی ، زیبایی و امکان نصب سریع شیشه ، دلیل اصلی استفاده ار آن در نمای ساختمانهای اروپایی و آمریکایی ، استفاده حداکثری از نور و گرمای خورشید است.در این کشور ها که تعداد روزهای گرم و آفتابی ،گاه به کمتر از 40 روزدر سال محدود می شود ،استفاده از تمهیداتی برای جذب حداکثر ممکن نور و گرمای خورشید ،نه تنها توجیه پذیر ،بلکه منطقی است. آنچنانکه طی سالهای اخیر و در بسیاری از این کشورها-از جمله بریتانیا – در لایه زیرین نمای شیشه ایی ساختمانهای بلند ،جهت جذب انرژی پاک خورشیدد و تامین برق مصرفی ساختمان ، اقدام به نصب پنل های خورشیدی کرده اند.

در ایران اما ،بدلیل تعداد بسیار زیاد روزهای آفتابی و گرم ،استفاده از نمای شیشه ای ،عملاً هیچ توجیهی ندارد.شاید نصب پنل های خورشیدی در زیر نمای شیشه ای این ساختمانها می توانست تا حدی این شیوه نماسازی را توجیه کند ،اما متاسفانه هرگز به چنین موضوعی نیز بهایی داده نشده است.

وجود پنجره های بزرگ در این ساختمانها نیز به نوعی در همین دسته بندی قرار می گیرد.چنین پنجره هایی در ساختمانهای اروپایی ،برای استفاده بهینه ار نور خورشید در نظر گرفته می شوند؛ضمن آنکه حساسیت های فرهنگی در آن دیار ، هرگز قابل مقایسه با ایران نیست.

درایران و بطور کلی جوامع شرقی اما ،وضع بگونه ای دیگر است.

هیچ یک از ما نمی پسندیم که پنجره بزرگ ساختمان مقابل ، درست رو به اتاق نشیمن منزل ما باز شده و دید و اشرافی کامل به زندگی ما ایجاد کند. نتیجه انکه همواره در مقابل این پنجره های بزرگ و توجیه ناپذیر ،شاهد پرده هایی ضخیم هستیم که همواره کشیده شده اند.

 

- برنامه ریزی شهری

 در بسیاری از موارد ،عدم تطابق نقشه های ساختمان با برنامه های کلان شهرسازی و نقشه جامع شهر ، باعث بروز مشکلاتی غیر منتظره و حیرت انگیز شده اند.

به عنوان مثال می توان به برجهایی اشاره کرد که پس از گذشت کوتاه زمانی کوتاه زمانی از اجرا و بدلیل تغییر و تحولات شهرسازی ،معنا و کارکرد اولیه خود را از دست داده اند.مثلاً با احداث پلها و بزرگراه های چند طبقه ،درست در مجاورت آنها ،ساکنین طبقات فوقانی این برجها هم دیگر از آلودگی صوتی و شیمیایی حاصل از ترافیک بزرگراهها ، و حتی دید عابران در امان نیستند.از دیگر سو ،طبقات پایینی و حتی میانی این ساختمانها ،حالت طبقات زیر زمینی را به خود گرفته و حتی از دریافت نور خورشید ،محروم می شوند.به عنوان نمونه ،تعدادزیادی از این قبیل ساختمانها را می توان در اطراف پل سید خندان و بسیاری از دیگر پلهای تهران مشاهده کرد.

بحث مشهور و دامنه دار تراکم و در نظر نگرفتن کشش جمعیتی مناطق نیز ،مثالی دیگر از عدم تطابق سیاست گذاری های ساخت با برنامه ریزی های کلان شهری است.

طی یکی دو دهه اخیر و با اجرای سیاست هایی از قبیل فروش تراکم ،ناگهان شاهد قد برافراشتن قارچ گونه ساختمانهای بلند در مناطقی از شهرهای بزرگ بوده ایم.مناطقی که چه بسا از نظر راه های ارتباطی و سایر امکانات شهری ، به هیچ روی کشش کافی برای تمرکز چنین جمعیت های بزرگ انسانی ای را نداشته اند.تنها نگاهی اجمالی به وضعیت خیابانهای اینگونه مناطق،خصوصاًدر ساعات اولیه و پایانی روز ،برای درک عمق مشکل ،کفایت میکند.فاجعه اصلی اما زمانی رخ  می دهد که سانحه ایی در اینگونه ساختمانهای متراکم روی دهد.تنها عبور نیرو های امداد و نجات از میان صفوف فشرده اتومبیل های موجود در خیابانهای کم عرض این مناطق و رسیدن به محل حادثه ،بخش مهمی از زمانهای حیاتی و انرژی این نیرو ها را هدر خواهد داد.

 

- نامتناسب بودن امکانات 

از آنجا که بلند مرتبه ها و آسمان خراشها ،جمعیت نسبتاً زیادی را در خود جای می دهند ،می توانند به تنهایی به عنوان جوامعی کوچک شناخته شوند. طبیعتاً چنین جوامعی به طیف متنوعی از امکانات مدنی نیاز دارند که در کشورهای پیشرفته ،بخوبی مورد توجه قرار میگیرند.اما متاسفانه در ایران ،یا بطور کلی دیده نشده اند د یا شکلی تجملی و نمادین و غیر کاربردی دارند.امکاناتی از قبیل سالنهای اجتماعات ،سالنهای ورزش ،کتابخانه،آمفی تئاتر،مراکز خرید اختصاصی و از این قبیل . آنچه بیشتر مایه تاسف است اینکه در بسیاری لز موارد ،حتی فضا های عمومی مانند پارکینگ یا فضای سبز کافی و مناسب هم ،در زمان اجرای پروژه و به عنوان صرفه جویی ، از طرح های اولیه حذف شده و به واحد های مسکونی تبدیل شده اند.

 

- مسائل فرهنگی

و بالاخره بحث تداخل و تعارضات فرهنگی را نیز نمی توان از نظر دور داشت.در حالیکه در جوامع غربی ،همسایه ها ارتباط چندانی با هم ندارند ،در فرهنگ ایرانی اما،همسایه گاه از بستگان درجه یک و دو نیز ، نزدیک تر انگاشته شده و ارتباطاطی گسترده و عمیق بین همسایه ها دیده میشود.اگرچه این موضوع بخودی خود می تواند به عنوان یک حسن در نظر گرفته شود ،اما نباید فراموش کرد که تداخل اقشار مختلف اجتماعی با خرده فرهنگها و ارزش های متفاوت و گاه متضاد ،می تواند به بستری برای بروز مشکلات بزرگ و بعضاً جبران ناپذیر ،تبدیل شود.در مجموع اما ،رشد جمعیت، تغییر الگوهای زندگی ،گسترش شهرنشینی و کمبود زمین،چاره ایی جز توسعه روز افزون ساخت و ساز بلند مرتبه ها و آسمان خراش ها نمی گذارد.

در این رهگذر آنچه عمیقاً مورد توجه جدی است ،رشد و توسعه متوازن فرهنگ بومی ویژه این سبک زندگی ،به موازات توسعه فنی اینگونه سازه هاست.کاری که سالهاست مغفول مانده و عزمی جدی از سوی کارشناسان شهرسازی را می طلبد. (سايت وزارت مسكن و شهرسازي)

 

پیشنهادات:

نظر به اینکه افزایش روز افزون جمعیت ،مهاجرت ، ایجاد و گسترش مراکز صنعتی سبب تجمع افراد در مراکز شهری و در نتیجه بروز مشکلات عدیده مسکن گردیده است ،زندگی آپارتمان نشینی به عنوان یکی از راه حلهای موجود در زمینه مسکن پذیرفته شده ؛ بطوری که پیشرفت علم و تکنولوژی در زمینه ساخت ، با سرعتی بالا ،به عنوان ضرورتی اجتناب ناپذیرجلوه گر می نماید،و از سویی دیگر با توجه به توسعه عمودی شهرها ی بزرگ مانند تهران و ساخت مجموعه های مسکونی بلند مرتبه و با تاکید بر این امر که از میان وجوه گوناگون عوارض محیطی توسعه های مرتفع،جوانب بصری به واسطه ی ماهیت رویت پذیر خود ،قابلیت ایجاد ارتباط سهل و مستقیم تری با گروه وسیع تری از افراد جامعه دارد و نیاز به اعمال نظارت برکیفیت توسعه بناهای مرتفع را به نحو ملموس تری به نمایش میگذارد.لذا در این خصوص پیشنهاداتی به شرح زیر ارائه می گردد:

- ماهیت بلند مرتبه ها ،چه از نظر روابط درونی و چه جنبه های بیرونی طرح باید با فرهنگی که در خدمت ان است ،متناسب باشد.

- بین حجم ساختمان مرتفع و سطحی که ان را در بر میگیرد ،ارتباطی صحیح برقرار شود.

- ارتفاع این ساختمانها در مناطق خاصی از شهر ،برای حفاظت از دسترسی بصری مناظر شهری ،محدود نگه داشته شود.

- در طراحی زیبایی شناسی ،منظر و اثر روحی و روانی این ساختمانها از دور و نزدیک اهمیت داده شود.

 

نتیجه گیری:

با توجه به موارد ذکر شده ؛ ساختمانهای مرتفع محصول پیشرفت تکنولوژی،به واسطه تبعات منفی محیطی که در ارتباط با تراکم های جمعیتی و ساختمانی زیاد شکل می گیرد، می توانند در صورت عدم کنترل و نظارت کافی ،موجب افزایش آلودگی ها و ناهنجاری های گوناگون محیگی از جمله در زمینه های بصری گردندو این عوارض بصری که در اثر تراکم بیش از حد و کنترل نشده بنا های مرتفع ،به ویژه در مناطق مسکونی ،تشدید می گردند،میتوانندبه صورت علائم و مشخصه های ویژه موجود در محیط زیست در تعارض با نیازهای واقعی مردم در سلسله مراتب ارزشی آنها ،نقش بندندو موجب احساس عدم قابلیت کنترل بر فضای زندگی و در نتیجه موجب عدم احساس آسایش ،آرامش و رضایت از تجربه زندگی شهری گردد.

به عنوان کلام آخر می توان این نکته را بیان کرد که ساختمانهای مرتفع زمانی می توانند نیاز های جامعه را برآورند که اقدام به احداث آنها براساس مطالعات امکان سنجی و طراحی و ساخت آنها بر پایه مبانی علمی و فنی و مدیریتی مناسب و منطبق با تکنولوژی های پیشرفته ی مورد نیاز چنین بناهایی صورت پذیرد،بطوری که زیبا و با هویت باشند و به قصد ارتقاء کیفیت محیط و سیمای زندگی شهری خودنمایی کنند.      

   

          

         

منابع و ماخذ:

 

1-      اوستروفسكي،واتسلاف(1378)،شهرسازي معاصر:از نخستين سرچشمه ها تا منشور آتن؛لادن اعتضادي،نشر دانشگاهي،تهران

2-      صدوقيان،مينوش،(1371)،بلند مرتبه سازي و فضاي شهري،دانشگاه تهران

3-      سايت وزارت مسكن و شهرسازي

4-      ماهنامه بين المللي راه و ساختمان ،شماره 62

5-      نشريه خبري ،آموزشيو پژوهشي مسكن،شماره 23،آذر 87

6-      نشريه هنر هاي زيبا،شماره52،دانشكده هنرهاي زيبا ،دانشگاه تهران

7-      نشريه شهرداريها،شماره 82،سال هشتم

8-      نشريه نوسازي،نشريه داخلي شركت عمران و مسكن سازان،شماره4،سال 2

 /محمد علی رحمانزاده