صفحه اصلی | اخبار فرهنگی | اخبار اجتماعی | كاريكاتور | مازندران | گفتگو | اخبار ورزشی | اقتصادي | تماس ها | آرشيو | RSS | نسخه موبایل
رهسپاریم با ولایت تا شهادت!
كد خبر : ۷۷۱۱ /  تاریخ :۱۳ مهر ۱۳۹۳ /  مقالات  /  مقالات ايميل چاپ
من المؤمنين رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً یکی از زیباترین شعارهای شهدا و آحاد قبیله ایثار در سخت ترین شرایط، شعار "رهسپاریم با ولایت تا شهادت " بود که البته به زیباترین شکل ممکن نیز آن را با خونین ترین لبیک ها و جانفشان ترین حضورها، عملی کردند و…
رهسپاریم با ولایت تا شهادت!

من المؤمنين رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً

یکی از زیباترین شعارهای شهدا و آحاد قبیله ایثار در سخت ترین شرایط، شعار "رهسپاریم با ولایت تا شهادت " بود که البته به زیباترین شکل ممکن نیز آن را با خونین ترین لبیک ها و جانفشان ترین حضورها، عملی کردند و با مؤمنانه ترین سبک زندگی اسلامی، مصداق بارز آیه قرآنی فوق الاشاره شده اند.

ولایت مداری، یکی از اساسی ترین ضرورت ها و نیازهای جوامع اسلامی در صعب العبورترین گذرگاههای اجتماعی و دشوارترین امتحانات الهی است که ضمن انطباق کامل با خدامحوری، در تضاد فاحش با خودمداری است و متأسفانه اکثر انسانها از جمله مسلمانها در شرایط سخت، در معرض و تهدید این خروجی نفسانی و وسوسه شیطانی اند.

جایگاه ولایت مداری در فرهنگ ناب شیعی تا آنجایی است که امام راحل با ضرس قاطع از واژه ولایت مطلقه فقیه استفاده و بر آن مؤکداً تأکید کرده و مخالفان این واژه ترکیبی را فاقد درک درست از جایگاه و اختیارات موسع این ودیعه و نعمت الهی دانسته و هیچگونه شبهه بر آن را روا ندانسته و قاطعانه معتقد بودند که ولایت فقیه، استمرار حرکت انبیاء و اختیاراتش همسان اختیارات پیامبر گرامی اسلام(ص)، مطلقه و مبسوط الید است.

لازمه ولایت مداری، در مرحله اول، درک و شناخت درست از جایگاه وحیانی آن و در مرحله دوم، عبور از خود، نفی هرگونه خودمداری و رسیدن به خداست و کسی می تواند به این مقام از اطاعت برسد که خودش را در ولایت ذوب کرده و احساس دوتا بودن در کنار ولایت نداشته باشد و به تعبیر حافظ شیرازی:

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست      تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

دهه ولایت، دهه قربانی کردن نفس و تمامی تجلیات نفسانی در زندگی فردی و گروهی، اعم از عاطفی و اجتماعی و در اصل دل بریدن از منافع، سلائق و علائقی است که موجب فاصله ما با خدا می شود و یقیناً هر کس که مشکل قرب الهی خود را حل کرده و موانع آن را بردارد، قطعاً با ولایت زاویه ای نخواهد داشت و انطباق مطلق، شکل خواهد گرفت و در همین راستا، ذوب در ولایت و فناء فی الله محقق خواهد شد!

ولایت مداری هم از منظر اطاعت ورزی از فرمان الهی و هم از بعد یک ضرورت اجتماعی و لازمه حکومتی و مدیریتی، یک اصل بلامنازع برای جبران هرگونه قصور و نارسایی های مرسوم در مراحل حاد تصمیم گیری و انتخاب های دشوار بوده و با توجه به شرایطی که برای احراز جایگاه ولایت چه از نظر وحیانی و چه از نظر عقلانی و قانونی در نظر گرفته و می گیرند، در رأس واجبات عینی است.

اینجاست که پذیرش همه اعمال ما با مکیال و معیار ولایت سنجیده شده و به صراحت گفته می شود که حتی نماز بی ولایت، نماز نیست، روزه و وحج و سایر واجبات الهی نیز از همین منظر، ارزیابی شده و با حذف ارادت و التزام فکری و عملی به ولایت، مورد قبول درگاه الهی قرار نمی گیرند.

فلسفه نامگذاری دهه ولایت از اغاز عید سعید قربان یعنی از عیدالاضحی تا عیدالاکبر، دقیقاً اشاره به اطاعت محض ابراهیم وار از فرمان خداوند متعال در قربانگاه نفس است که می تواند ما را به آوردگاه غدیر ولایت برساند و اگر چنین خلوصی در انسان مسلمان موجود نباشد، نه تنها عنادها مضاعف خواهد شد، بلکه حتی لبیک ها نیز ماندگار نمانده و ولایت مداری ما را جاودانه نکرده و همراهی اولیه ما را با ولایت به نهایت تخواهند رسانید.

خودمداری در مقابل خدامداری کار را به جایی خواهد رساند که ما را در گروه غاصبان جایگاه ولایت قرار خواهد داد و اینطور گمان نشود که غصب جایگاه ولایت، الزاماً و تنها و تنها در مصداق تصرف جایگاه خلافت خلاصه خواهد شد، بلکه اولاً غصب جایگاه ولایت به هرگونه تلاشی نیز گفته می شود که در صدد سلب اختیارات ولایت، حذف اعتبار ولایت، در تنگنا گذاشتن ولایت، تنها گداشتن ولایت، تخریب مواضع ولایت، زمینی معرفی کردن ولایت، گلچین کردن فرامین و فرمایشات ولایت، جدی نگرفتن هشدارها و رهنمودهای ولایت، محدود کردن ولایت به قانون، تحمیل حکمیت به ولایت، زورآزمایی با ولایت، حضور کاذب در اردوی ولایت، متأثر شدن پی در پی از غیرولایتی ها و یا دشمنان ولایت، لفاظی های دشمن ساز به نام ولایت و به کام معارضان با ولایت و دهها مصداق دیگر می توانند از مصادیق بارز ولایت گریزی، ولایت ستیزی و به عبارتی غصب جایگاه هدایت و فرماندهی ولایت و نیز کاهش اقتدار ناشی از ولایت مطلقه فقیه باشد که مصداق دیروزش امام راحل و مصداق امروزش مقام معظم رهبری است و ثانیاً غصب به این خاطر مذموم و نکوهیده است که از مصادیق بارز ظلم به فردی است که حق او پایمال و اقتدار او با اخلال مواجه شده است و در این میانهرگونه ظلمی که برای ابطال حق و نیز خدشه بر شخصیت و بستن افترا و تهمت و خلاصه تبدیل رویکرد مردم به پشتکرد به معظم له باشد، در حق ایشان ظلم شده و در اصل بخشی از محبوبیت، مقبولیت و حقانیت ولی امر مسلمین غصب و مورد تجاوز واقع شد و این تجلی مشهود تجاوز حقوقی به حریم فردی و اجتماعی یک صاحب حق است.

اینکه گفته می شود ما با جایگاه ولایت مشکلی نداریم، اما مشکل ما با مصداق ولایت است، این از همان نوع انحرافات و اعوجاجات خوارجی است که نهایتاً دارندگان چنین دیدگاهی را از صفین به نهروان رسانده و ولایت گریزی را به ولایت ستیزی می کشاند و در این شرایط فرقی نمی کند که تا دیروز، رزمنده سپاه امام علی(ع) باشیم و یا آنکه از اول در هیبت عمرو عاص ظاهر شده باشیم، نکته مهم هم پایانی چنین افرادی است که عاقبت به خیری را از ما می ستاند و طی آن صحابه دیروز با وصی و جانشین و دادماد پیامبر گرامی اسلام(ص) و ولی مسلمین می ستیزد و باز هم خود را رزمنده الهی و اسلام می داند و بر افتخارات گذشته اش می بالد!

دهه ولایت، دهه بصیرت دینی است که طی آن انسان مسلمان باید با تردیدافکنی باطنی و ذهنی از خود، یکبار دیگر باورهای غلط و نگاههای مسمومش را بتکاند و به عبارتی تولد ذهنی دوباره با طعم ولایی را تجربه کند.

قداست زدایی افرادی همچون دکتر سروش و سایر روشنفکران بیمار که متأثر از تئوری پردازان غربی همچون پوپر از ولایت فقیه و سایر مقدسات که حتی به قرآن کریم نیز ترحم نکرده اند، خدعه ای ناجوانمردانه برای آسان جلوه دادن عبور از آنها و پایمال کردن ارزشهاست که عمدتاً از سوی دارندگان اندیشه های سکولار انجام می پذیرد تا نهایتاً همانند پروتستان های تجددطلب، دین را در مکانی به نام کلیسا، روزی به نام یکشنبه، موصوعی به نام دعا و نیایش و مراسم رسمیت بخشیدن به ازدواج و مرگ محصور کرده و محدودیتی به وسعت همه ابعاد حکومتی و اجتماعی انسان تحت عنوان "جدایی دین از سیاست"، برایش طراحی کنند، تا هم باشند و هم نباشند، یعنی حضوری بی تأثیر و خنثی را برای آنها در نظر بگیرند که این طبعاً با روح و فلسفه ولایت و سایر تجلیات دینی و الهی در منافات کامل است.

فلذا تأکید می شود که دهه ولایت، دهه ولایت شناسی، ولایت پذیری و ولایت مداری کسانی است که مدعی اعتقاد و التزام فکری به ولایت اند، اما التزام عملی آنها در هاله ای از ابهام قرار دارد و در بزنگاهها و همانند نان به نرخ روزخورها، ناگهان ساز ضدولایت و یا بدون ولایت انها کوک می شود!

به هر حال ما به عنوان یک شیعه مکلفیم که بر اساس آموزه های ائمه اطهار(ع)، با اعتصام کامل به ریسمان ولایت که همان مصداق بارز "حبل الله" است، چنگ زده و از حوزه تمسک و تبعیت از آن خارج نشویم و بدانیم که شرط پذیرش اخروی و قیامتی اعمال ما و میزان تدین ما، امضای ولایت است که در زمان غیبت آخرین ولی خدا حضرت بقیه الله(عج)، همه این امور به مقام شامخ ولایت مطلقه فقیه تفویض شده است.

در پایان از دوستداران ولایت انتظار می رود که از هرگونه پس افتادن و یا پیش افتادن نسبت به ولایت استنکاف ورزیده و بدون هیچگونه تفسیر به رآی و پیداکردن مصادیق غیرواقعی و متوهمانه، تنها و تنها بر اساس رهنمودها و مرّ مواضع مقام عظمای ولایت حرکت کرده و جامعه را اسیر دو فتنه کندروی و تندروی نکرده و از طرفی هوای دشمنان ولایت را نیز نداشته و با دوپهلوگویی، قلب معظم له را نیازارند و بدانند که نظام ولایی جمهوری اسلامی، اسلامی ترین و نزدیکترین حکومت به حکومت نبی گرامی اسلام(ص) در مدینه و امام علی(ع) در کوفه بوده و به اذعان دوست و دشمن، مستقل ترین حکومت جهان امروز است که نظام سلطه جهانی را به ستوه درآورده و مقابله و معارضه با چنین نظامی هرگز نمی تواند برای مدعیان مسلمانی و انقلابی گری، فخرآفرین باشد!

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-93/7/12


اضافه کردن نظر


آخرين اخبار

RSS