صفحه اصلی | اخبار فرهنگی | اخبار اجتماعی | كاريكاتور | مازندران | گفتگو | اخبار ورزشی | اقتصادي | تماس ها | آرشيو | RSS | نسخه موبایل

 

پشت صحنه رابطه منقدین و مسئولین/صادقعلی رنجبر
كد خبر : ۱۰۶ /  تاریخ :۰۵ شهریور ۱۳۹۰ /  مقالات  /  مقالات ايميل چاپ
شاید برای بسیاری از مخاطبان جالب باشد که از پشت صحنه و ماوقع مسائل و روابط رسانه ای نشده ای که بین منتقدین با مسئولین وجود دارد، مطالبی را بدانند تا مکمل سلسله آگاهی های آشکارشان به استناد یادداشتها و محاجه هایی باشد که در رسانه های گروهی اعم از رسانه ملی، رسانه های مکتوب و یا رسانه های مجازی…

شاید برای بسیاری از مخاطبان جالب باشد که از پشت صحنه و ماوقع مسائل و روابط رسانه ای نشده ای که بین منتقدین با مسئولین وجود دارد، مطالبی را بدانند تا مکمل سلسله آگاهی های آشکارشان به استناد یادداشتها و محاجه هایی باشد که در رسانه های گروهی اعم از رسانه ملی، رسانه های مکتوب و یا رسانه های مجازی تجلی یافته و بدون واسطه در جریان قرار می گیرند.

مقدمتاً لازم می دانم که چند تذکر اساسی را به افکار عمومی متذکر شده و دانسته هایشان را یادآور شوم:

اولاً باید تاکید کنم که قبول مسئولیت و قرارگرفتن در جرگه مدیران از یکسو و نیز انتقاد از مسئولین و مدیران جامعه از دگرسو، دو سوی یک تکلیف شرعی و وظیفه ملی اند و در اصل هر دو کمک مستقیم به تقویت تحقق اهدافی هستند که تحت عنوان برنامه های کوتاه مدت و میان مدت و بلند مدت و سند چشم انداز بیست ساله و غیره در مراجع قانونی و سلسله مراتب مدیریتی به تصویب رسیده و رسماً ابلاغ شده اند.

ثانیاً برخلاف آنچه که تبلیغ می شود، منتقدین سازنده و منصف، مخالفین مسئولین نیستند، بلکه خود نیز در حلقه وابستگی به نظام و ساختار ولائی آن قرار داشته و هدفشان مچ گیری و تخریب و تسویه حساب سیاسی نیست، که اگر خلاف این ادعا ثابت شود، در منصف بودن، صداقت و حسن نیت منتقد باید تردید کرد.

ثالثاً انتقاد از عملکرد مسئولین، تابع یک ضرورت انکارناپذیر و آن احتمال غفلت مدیران از اهداف و قرارگرفتن در حواشی مسائلی است که برای همه انسانها از جمله مدیران محتمل است و طبعاً غفلت مدیران مثل به خواب رفتن راننده یک وسیله نقلیه عمومی پر از مسافر در هنگام رانندگی است که با متضرر شدن آحاد افراد جامعه مترادف است و این با خوابیدن مسافران کاملاً متفاوت است،بنابراین توجه و تذکر دادن به مدیر، کمک به نجات جامعه است.

رابعاً نقد، یک پردازش فنی و تخصصی و در اصل یک جزوه کمکی برای تقویت دانش مدیرانی است که شاید در تشکیل اتاق فکر، انتخاب مشاوران و یا استفاده از منابع معتبر و ایجاد بانک اطلاعات، قصور و یا دسترسی محدود داشته اند و از این رو منتقد روی دوم سکه توفیق مدیر است که نباید به اتهام تحریک احتمالی افکار عمومی و یا احتمال سوءاستفاده های بدخواهان در داخل یا خارج، با مخالف و گاهی هم با معاند، اشتباه گرفته شود.

البته مازندران بواسطه برخورداری از مدیران ارشد با ظرفیتی چون آقای مهندس طاهائی و روحیه رسانه ای معاون سیاسی امنیتی، یکی از استانهای نادری است که شاهد کمترین شکایت مدیران از منتقدانی است که بعضاً از حریم نقد منصفانه هم خارج شده و در اصل شبیه کارگردانی یک سریال مقابله ای را تداعی می کنند.

با این مقدمه مطول باید اشاره کنم که رابطه منتقدین با مدیران در پشت صحنه رسانه ها بسیار دوستانه و عاطفی است و برخلاف برخی از تجلیات تلخ رسانه ای که ضرورتاً منجر به انتخاب واژه های ناخوشایند در راستای پاسخگوئی به مفاد انتقادات می شود، الحمدالله ظرفیت بزرگی برای ارتباطات غیررسانه ای در هر دو سوی ماجرا ملاحظه می شود که موجب اعتلای آستانه تحمل آنها در گسترش مراودات مفید اداری می گردد.

تا جائیکه برخی از این مدیران، تعدادی از منتقدان کاربلد را بعنوان مشاور خود برگزیده و برخی دیگر هم پای ثابت دعوت به جلسات اتاق فکر آنها شده و در کمرنگ ترین آنها ما شاهدیم که مدیران مورد انتقاد به انگیزه بهره بردن از دیدگاههای متنوع، مشتریان پروپاقرص مطالعه متنهای انتقادی از حوزه مدیریت خویش اند و بطور نمونه می توانم از خودم مثال بزنم که علیرغم برخورداری از نگاه غلیظ انتقادی نسبت به عملکردهای شخص استاندار و معاون محترم ایشان و برخی از دستگاهها از جمله رسانه ملی که بعضاً متهم به نوعی افراط در بکارگیری غلیظ واژه های تلخ هم هستم، اما همواره با استقبال مثبت مواجه ام و عمدتاً در بسیاری از جلسات تخصصی و پردازشی آنها دعوت شده و حضور دارم.

البته اگر چه نمی توان برخی تماسها و برخوردهای تلخ و حتی شکایت ها و قطع رابطه های بین منتقدین و مدیران را انکار کرد، اما قلت تعداد اینگونه موارد و سطحی بودن مرافعه ها که غالباً موسمی و زودگذرند، خیلی به دید نیامده و قابل اغماض اند.

ضمناً مکمل روابط مثبت فوق الاشاره، ملاقاتهای صمیمانه در حواشی جلسات مذکور و سایر جلسات مناسبتی اند که بسیار ستودنی اند و آخرین آنها در لیالی قدر بین حقیر و استاندار محترم اتفاق افتاده که متعاقب اظهار محبت ایشان و اظهار ارادت حقیر به ایشان، به رسم مالوف شبهای قدر از وی و همه مدیران تحت امر ایشان، بخاطر جسارتهای احتمالی در زنجیره واژه های گزینشی و سلسله قلم هایی که می زنم، طلب حلالیت نمودم که البته این بهیچوجه به معنای تعطیلی جریان نقد نبوده و نیست، چرا که پس از آن هم، یادداشت "پارک موزه دفاع مقدس" را مستند به سخنان گلایه آمیز سردار باقرزاده در جلسه استانداری مازندران نگاشتم که از جنس همان قلمهای انتقادی است، لیکن جداً برآنم تا بعنوان یکی از دستاوردهای اخلاقی رمضان، با توسعه اطلاعات رسانه ای، مستندات مطالبم را بیشتر کرده تا کمتر در حق مدیری اجحاف کنم.

تذکر اینکه در مورد یادداشت فوق، استانداری محترم طی توضیح شفاهی با ذکر رقم مشخصی، متذکر شد که از سال گذشته به این پروژه هم توجه داشته و به استناد دو کمک مالی قابل توجه ،هرگز آن را از اولویت خارج نکرده است که حقیر ضمن تشکر تاکید می کنم که زمینه های نگرشی اعتراضی، همواره محصول عدم اطلاع رسانی رسانه ایست و جا دارد تا از استانداری محترم، عملکرد اطلاع رسانی قوی تری را مطالبه نمائیم.

در پایان و مستند به رهنمودهای رمضانی رهبر معظم انقلاب که بر تحمل انتقادات تند و تیز افراد خیرخواه توسط مسئولین جامعه تاکید فرموده اند، امیدوارم ما نیز شاهد تثبیت همین منش الهی در مازندران باشیم و از طرفی ما هم باید یاد بگیریم که همانند گذشته فقط عملکردها را نقد کنیم نه آنکه شخصیتها را زیر سؤال ببریم، همانگونه که پلیس و داور و کلیه اهالی قضاوت، شخصیت متخلفین را توهین نکرده و بلکه فقط تخلفها راجریمه می کنند.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۵/۶/۹۰


اضافه کردن نظر


آخرين اخبار

RSS